تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
محمد نوشت:بهترین حس دنیا داشتن یکیه که خوشحالیت براش مهمه...!
ممنونم که
شرکت دو هفته از 29 تیر تا 14 مرداد ماه رو تعطیل کرده و همزمان نفسم داره میاد و قرار کلی با هم لحظات قشنگ بسازیم بازم... خدایا هوامونو داشته باش...
برچسب:
نویسنده: ساحل اکبرینژاد
این تعطیلات بهترین تعطیلات تمام عمرم بود چون که جانان من منارم بودش...کاش تموم نمیشد...کاش زمان متوقف میشد...خداروشکر که به خوبی گذشت و امیدوارم سال بعد با آرامش خیال خیلی بهتر بگذره...آمین
دوست دارم به سادگی بوی عطر چای در یک صبح دلپذیر